فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

130

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

دولتمردانى كه پيش از آن به ديدار سفير آمده بودند بار ديگر بازگشتند تا از روز ورود وى به شهر آگاهى يابند زيرا قصد داشتند روز ورود به افتخارش جشنى بزرگ برپا كنند . و چون دانستند كه فرداى آن روز با تشريفاتى به شهر وارد خواهد شد ، همراه چند تن از خدمهء سفير كه براى تنظيم و تزئين محل سكونت وى به شهر مىرفتند بازگشتند . روز بيست و چهارم نوامبر 1617 ( 5 ذى الحجهء 1026 ه . ق ) كه مصادف با شب جشن سنت كاترين « 108 » بود ، پس از آن‌كه سفير از صبح زود ، پيش‌پيش ، وسائل اطاق مخصوص و جامه‌دانها و ديگر بار و بنه را به شهر فرستاد ، به وى خبر دادند كه استقبال‌كنندگان براى پيشواز وى از شهر خارج شده‌اند . اين اخبار چنان پىدرپى و با شتاب و لحظه به لحظه بوسيلهء قاصدان مىرسيد كه اگرچه اندك وقتى به ظهر مانده بود و تا شهر بيش از يك فرسنگ راه ، آن هم در جاده‌اى بسيار خوب ، نداشتيم سفير و همراهان ناگزير بر اسب نشستند . هنوز مسافت زيادى از دهكده خارج نشده بوديم كه سراسر راه را انباشته از پيادگان و سوارانى ديديم كه به پيشواز ما مىآمدند . پس از طى كمتر از نيم فرسنگ با گروهى از رجال ديوانى و ديگر شخصيتهاى شهر برخورد كرديم . اين اشخاص را عده‌اى سوار بسيار خوش‌قواره و خوش‌پوش مسلح به تير و كمان و گروهى پيادهء مسلح به زنبورك همراهى مىكردند . حاكم وقت شيراز بسيار جوان و مؤدب و شجاع بود . قبائى مزين به الياف سيمين بر تن و كلاهى بىلبه از پوست آهو بر سر داشت . قبضهء شمشير و خنجرش زرين و مكلل به جواهر بود . كمان و تركشش روكش طلائى داشت و زين و برگ و سينه‌بند اسبش از ورقه‌هاى نقره پوشيده بود . با وجود پهناى زياد جاده كثرت جمعيت چنان بود كه سفير به زحمت پيش مىرفت و سواره نظام ناگزير شد به ضرب چوب راه براى وى بگشايد . با اين حال شكافتن جمعيتى كه تا دروازهء شهر پشتاپشت

--> ( 108 ) Sainte Catherine